ذکر امروز

تقویم روز

یکشنبه, 01 مهر 1397

یک وصیت از شهید

خاطره ای از حسین محمدی اولین متصدی خمپاره گروه کرمانیان ـ نبرد در کردستان

در کردستان همه جا بر سر راهمان کمین میگذاشتند و همواره مجبور بودیم مراقب اطرافمان باشد و زیر پایمان را کنترل کنیم تا منفجر نشود. به هنگام انجام عملیات هم خودروی ما یک ماشین جیپ بود که بر روی آن تیربار نصب گردیده و دو قبضه خمپاره انداز 60 و 81 میلیمتری را هم در کنار آن میگذاشتیم و به عملیات میرفتیم. به محض شروع درگیری من ابتدا خمپاره شصت را بر روی زمین سوار میکردم و چند گلوله در جاهایی که دشمن مستقر بود می انداختم. همیشه این شلیکهای اولی موثر واقع میشدند و در بیشتر مواقع همان گلوله اول یا دوم را به هدف میزدم . بدین ترتیب گروههای مسلح ضد انقلاب فرار میکرد. یکبار درگیری در جایی صورت گرفت که دشمن خودش ا در اطاقکی در میان زمینهای کشاورزی مخفی نموده بود. فقط یک گلوله داشتیم. قرار شد با همان اطاقک را بزنیم. همه نیروها با سلام و صلوات دعا میکردند که این گلوله به هدف بخورد. گلوله را در جان خمپاره رها کرده و پس از لحظاتی اطاقک به هوا رفت. آنقدر نیروها مومن و بی ریا بودند که ما هیچوقت نشد از خدا چیزی بخواهیم و در عملیاتها به ما ندهد. یک شب دیگر بر روی تپه ای در نزدیک شهر تکاب آذربایجان غربی مأمور محافظت از تپه بودیم. نیروهای کموله از سر شب تپه را محاصره نموده و با بالا آمدن از ارتفاع در اطراف سنگرهای ما کمین کرده بودند و ما هم نمیدانستیم. در سنگر مشغول نوشیدن آلاله بودیم که ناگهان سرو صدا به هوا برخواست و همزمان یکی از کموله ها نارنجکی را به درون سنگر ما پرتاب کرد که به دیواره سنگر برخورد نموده و در بیرون منفجر شد. ما هم همزمان از سنگرها خارج شده و هر کسی شروع به انجام کار خودش و تیر اندازی گردید. من خودم را از میان بوته های خار و درختچه های روی تپه به سنگر خمپاره رساندم و اولین گلوله را شلیک کردم. این گلوله بجای اینکه دشمن را منهدم کند بر بالای سر ما روشن شد. چون گلوله منور بود و همه نیروها دیده شدند. گر چه کارم غلط و عجولانه بود اما ضد انقلاب ترسید و در ان شرایط همچنان تیر اندازی میکردند ما هم که محلهای تیر اندازی آنها را به خوبی دیده بودیم پس از خاموش شدن منور با استفاده از گلوله خمپاره و سلاحهای سبک شروع به انهدامشان کردیم. این کمین که قرار بود ما را منهدم کند بسیاری از ضد انقلاب را کشت و مجروح کرد و مابقی هم فرار نمودند.  

آخرین خاطرات ارسالی شما ...

ویژه نامه

Rooz Atash

یک حدیث...

8 1

 

 

 

 

 

 

تمامی حقوق نزد قرارگاه تیپ ادوات لشکر 41 ثار الله محفوظ می باشد