ذکر امروز

تقویم روز

یکشنبه, 01 مهر 1397

یک وصیت از شهید

خاطره ای از حیدر حیدریان

بسمه تعالی یک روز بعد از ظهر بود در جنگل اهواز که اردو یا رزم شبانه میرفتیم با دیگر دوستان مینی کاتیوشا نشسته بودیم که یکی از بچه های سنگر کناری که شربت اب لیمو درست کرده بودند یک پارچ شربت با لیوان برای ما آورد جاتون خالی همه خوردیم خوشمزه بود وقتی که تمام شد مثل سایر شوخی های بچه ها یکی از دوستان به کسی که شربت ها را آورده بود گفت انشاالله شربت شهادتت را بخوریم همه خندیدند و رفت اتفاقا همان شب در رزم شبانه به شهادت رسید روحش شاد

آخرین خاطرات ارسالی شما ...

ویژه نامه

Rooz Atash

یک حدیث...

8 1

 

 

 

 

 

 

تمامی حقوق نزد قرارگاه تیپ ادوات لشکر 41 ثار الله محفوظ می باشد